محمد ابراهيمى وركيانى
49
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
پرافتخار خود تحقير نمايند . در همين دوران بود كه معاويه را كاتب وحى و خالالمؤمنين لقب دادند و ابوطالب ، اولين حامى و سرپرست پيامبر را غيرمؤمن و جهنمى معرفى كردند . هاشم در ادارهء مراسم حج سخت كوشا بود و در پذيرايى زائران بيتالله الحرام مبالغه بسيار مىكرد ؛ تا بدان پايه كه او را هاشم بهمعناى شكننده استخوانها لقب دادند كه اين حاكى از قربانىهاى زياد او بود كه در مراسم حج انجام مىگرفت . يعقوبى مىنويسد : هاشم نخستين كسى بود كه سفر زمستانى و تابستانى را براى تجارت به جنوب و شمال مرسوم كرد . در آن زمان ، تجارت قريش از مكه تجاوز نمىكرد و از همين رو آنان در سختى و تنگنا بودند . « 1 » توليت عبدالمطلب بزرگترين شخصيت در نياكان پيامبر اسلام عبدالمطلب است ؛ تا آنجاكه خود حضرت در شعارى كه در جنگ « حنين » مترنم بود ، به فرزند عبدالمطلب چنين افتخار مىكند : « انا النّبى لا كذب انا بن عبدالمطلب . » او در يثرب متولد شد و طبق وصيت پدر ، پس از چند سال توسط عمويش مطلب به مكه آمد . در آغاز ورود چون مردم او را نمىشناختند ، چنين پنداشتند كه او برده مطلب است و به همين دليل به عبدالمطلب معروف شد . نام او شيبه بود و به فرزندان او بنىشيبه نيز مىگفتند . اين بزرگوار پس از وفات عمويش مطلب ، متولى خانه خدا شد . مسعودى مىنويسد : از كسانى كه به توحيد و معاد معترف و از تقليد بر كنار بود ، عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف است . وى چاه زمزم را كه پر شده بود ، حفر كرد و اين در زمان قباد پدر انوشيروان بوده است . « 2 » استسقاى عبدالمطلب از حوادث زيباى دوران عبدالمطلب استسقايى است كه در دوران كودكى پيامبر ( ص ) انجام
--> ( 1 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 312 ؛ ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 95 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 181 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، ج 1 ، ص 486 .